خواب میدیدم داعشی ها اسیرم کردن ، بعد من با یکیشون هم زبون شده بودیم بهش میگفتم : فقط بهم بگید میخواید بکشینم یا آزادم کنید ؟ من یه بچه دارم که ماه دیگه دنیا میاد … در ادامه خوابم از دستشون فرار کردم ولی همچنان دنبالم بودن .
صبح بیدار شدم ، اخبار رو میدیدم که این عکس رو دیدم ، عکس جوانی نحیف که نگاهی قوی داشت .
غم اسیر شدنش دیووونم کرد ، دعا کردم یا زود بکشنش یا آزادش کنن که انگار شهادت نصیبش بود . لحظه ای شمر را در پشت سر این شیعه ی مرتضی علی (ع) دیدم با سیبیل های از ته زده شده و خنجری که آماده شده ازقفا ذبح کند . همیشه جنگی بزرگ رو تصور میکنم که من ِ بی چیز و بی مایه کاری بزرگ میکنم و گمنام
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:30
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:30
برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:30